تبلیغات
درآمد اینترنتی - داستانی زیبا از کتاب سوپ جوجه ( اطلاعات لطفا)
 
درآمد اینترنتی
بدانیم و زندگی کنیم
درباره وبلاگ


هدف از ایجاد این وبلاگ گردآوری کلیه مطالب بازاریابی و کسب درآمد از اینترنت و دانستن راههای موفقیت برای زندگی بهتر می باشد

مدیر وبلاگ : l_gh 1355
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 ...داستانی زیبا از کتاب سوپ جوجه، که با بیش از ۳۴۵میلیون لایک رکوردار در دنیای مجازی در سال ۲۰۱۵ بوده و هنوز نیز ادامه دارد...

ما یکی از نخستین خانواده‌هایی در شهرمان بودیم که صاحب تلفن شدیم.آن موقع من 9-8 ساله بودم،
یادم می‌آید که قاب برّاقی داشت و به دیوار نصب شده بود و گوشی‌اش به پهلوی قاب آویزان بودمن قدم به تلفن نمی‌رسید،

اما همیشه وقتی مادرم با تلفن صحبت می‌کرد با شیفتگی به حرف‌هایش گوش می‌کردم
بعد من پی بردم که یک جایی در داخل آن دستگاه، یک آدم شگفت‌انگیزی زندگی می‌کند به نام «اطلاعات لطفاً» که همه چیز را در مورد همه‌کس می‌داند. او شماره تلفن و نشانی همه را بلد بود
نخستین تجربۀ شخصی من با «اطلاعات لطفاً» روزی بود که مادرم به خانۀ همسایه‌مان رفته بود، من در زیرزمین خانه با ابزارهای جعبه ابزارمان بازی می‌کردم که ناگهان با چکش بر روی انگشتم زدم. درد وحشتناکی داشت اما گریه فایده نداشت چون کسی در خانه نبود که با من همدردی کندانگشتم را در دهانم می‌مکیدم و دور خانه راه می‌رفتم که ناگهان چشمم به تلفن افتاد
به سرعت یک چهارپایه از آشپزخانه آوردم و زیر تلفن گذاشتم و روی آن رفتم و گوشی را برداشتم و نزدیک گوشم بردم و توی گوشی گفتم «اطلاعات لطفاً» چند ثانیه بعد صدایی در گوشم پیچید
«
اطلاعات بفرمائید»

من در حالی که اشک از چشمانم می‌آمد گفتم «انگشتم درد می‌کند»
«
مادرت خانه نیست؟»
«
هیچکس بجز من خانه نیست»
«
آیا خونریزی داری؟»
«
نه، با چکش روی انگشتم زدم و خیلی درد می‌کند»
«
آیا می‌توانی درِ جایخیِ یخچال را باز کنی؟»
«
بله، می‌توانم»
«
پس از آنجا کمی یخ بردار و روی انگشتت نگهدار»
بعد از آن روز، من برای هر کاری به «اطلاعات لطفاً» مراجعه می‌کردم ...
مثلاً موقع امتحانات در درس‌های جغرافی و ریاضی به من کمک می‌کرد
یکروز که قناری‌مان مرد و من خیلی ناراحت بودم دوباره سراغ «اطلاعات لطفاً» رفتم و ماجرا را برایش تعریف کردم
او به حرف‌هایم گوش داد و با من همدردی کرد. به او گفتم: «چرا پرنده‌ای که چنین زیبا می‌خواند و همۀ اهل خانه را شاد می‌کند باید گوشۀ قفس بیفتد و بمیرد؟»
او به من گفت «همیشه یادت باشد که دنیای دیگری هم برای آواز خواندن هست»
من کمی تسکین یافتم یک روز دیگر از او سئوال پرسیدم کلمه fix را چطور هجّی می‌کنند
یکسال بعد از شهر کوچکمان (پاسیفیک نورث وست) به بوستن نقل مکان کردیم و من خیلی دلم برای دوستم تنگ شد
«
اطلاعات لطفاً» متعلّق به همان تلفن دیواری قدیمی بود و من هیچگاه با تلفن جدیدی که روی میز خانه‌مان در بوستن بود تجربۀ مشابهی نداشتم
من کم‌کم به سن نوجوانی رسیدم اما هرگز خاطرات آن مکالمات را فراموش نکردم
غالباً در لحظات تردید و سرگشتگی به یاد حس امنیت و آرامشی که از وجود دوست تلفنی داشتم می‌افتادم. راستی چقدر مهربان و صبور بود و برای یک پسربچه چقدر وقت می‌گذاشت
چند سال بعد, بر سر راه رفتن به دانشگاه، هواپیمایم در سیاتل برای نیم ساعت توقف کرد
من 15 دقیقه با خواهرم که در آن شهر زندگی می‌کرد تلفنی حرف زدم و بعد از آن بدون آن که فکر کنم چکار دارم می‌کنم، تلفن اپراتور شهر کوچک دوران کودکی را گرفتم و گفتم «اطلاعات لطفاً».
به طرز معجزه‌آسایی همان صدای آشنا جواب داد
«
اطلاعات بفرمائید»
من بدون آن که از قبل فکرش را کرده باشم پرسیدم «کلمۀ فیکس را چطور هجّی می‌کنند؟»

مدتی سکوت برقرار شد و سپس او گفت «فکر می‌کنم انگشتت دیگر خوب شده باشد
من خیلی خندیدم و گفتم «خودت هستی؟» و ادامه دادم «نمی‌دانم می‌دانی که در آن دوران چقدر برایم با ارزش بودی یا نه؟»
او گفت «تو هم می‌دانی که تلفن‌هایت چقدر برایم با ارزش بودند؟»
من به او گفتم که در تمام این سال‌ها بارها به یادش بوده‌ام و از او اجازه خواستم که بار بعد که به ملاقات خواهرم آمدم دوباره با او تماس بگیرم
او گفت «حتماً این کار را بکن. اسم من شارون است»
سه ماه بعد به سیاتل برگشتم. تلفن کردم اما صدای دیگری پاسخ داد
«
اطلاعات بفرمائید»
«
می‌توام با شارون صحبت کنم؟»
«
آیا دوستش هستید؟»
«
بله، دوست قدیمی»
«
متأسفم که این مطلب را به شما می‌گویم. شارون این چند سال آخر به صورت نیمه‌وقت کار می‌کرد زیرا بیمار بود. او 5 هفته پیش در گذشت»
قبل از این که تلفن را قطع کنم گفت «شما گفتید دوست قدیمی‌اش هستید. آیا همان کسی هستید که با چکش روی انگشتتان زده بودید؟»
با تعجب گفتم «بله»
«
شارون برای شما یک پیغام گذاشته است. او به من گفت اگر شما زنگ زدید آن را برایتان بخوانم»
سپس چند لحظه طول کشید تا درِ پاکتی را باز کرد و گفت
«
نوشته به او بگو دنیای دیگری هم برای آواز خواندن هست. خودش منظورم را می‌فهمد»
من از او تشکر کردم و گوشی را گذاشتم.
هرگز تأثیری که ممکن است بر دیگران بگذارید را دست کم نگیرید.
تقدیم به همه ی ادمهای تاثیر گذار زندگی مان....❤❤❤

 





نوع مطلب : داستان های زیبا و خواندنی، حکایت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 27 مهر 1394
l_gh 1355
سه شنبه 28 شهریور 1396 01:54 ق.ظ
Fantastic website. Lots of useful information here. I am sending it
to a few pals ans additionally sharing in delicious. And obviously, thanks for your sweat!
دوشنبه 30 مرداد 1396 01:57 ب.ظ
When I initially commented I clicked the "Notify me when new comments are added" checkbox and now each time a comment is added
I get three e-mails with the same comment. Is there any way you can remove me from that service?
Thanks!
جمعه 13 مرداد 1396 01:51 ب.ظ
I am now not sure the place you are getting your info, however great topic.

I must spend a while learning more or understanding more.
Thanks for magnificent info I was looking for this information for my mission.
دوشنبه 9 مرداد 1396 10:44 ق.ظ
It's hard to come by educated people on this topic, but you
sound like you know what you're talking about! Thanks
یکشنبه 8 مرداد 1396 09:12 ق.ظ
It's going to be finish of mine day, but before end I
am reading this wonderful paragraph to improve my knowledge.
یکشنبه 8 مرداد 1396 02:27 ق.ظ
This website was... how do you say it? Relevant!! Finally I have found something which
helped me. Many thanks!
شنبه 7 مرداد 1396 05:10 ب.ظ
magnificent put up, very informative. I ponder
why the opposite specialists of this sector do not realize
this. You must continue your writing. I am confident, you've a great readers' base already!
شنبه 7 مرداد 1396 02:00 ب.ظ
It's very trouble-free to find out any matter on web as compared to
books, as I found this article at this web page.
شنبه 7 مرداد 1396 11:56 ق.ظ
hello!,I love your writing very so much! percentage we keep in touch extra about your post on AOL?
I need an expert on this area to unravel my problem.
Maybe that's you! Looking forward to look you.
شنبه 7 مرداد 1396 10:58 ق.ظ
Excellent article. I am going through a few of these issues as well..
شنبه 7 مرداد 1396 10:28 ق.ظ
Hey there! I've been following your website for some time now and finally
got the courage to go ahead and give you a shout out from Lubbock Tx!
Just wanted to tell you keep up the great work!
شنبه 7 مرداد 1396 07:44 ق.ظ
Does your site have a contact page? I'm having problems locating it but, I'd like to shoot
you an email. I've got some creative ideas for your blog you might be
interested in hearing. Either way, great blog and I look forward to seeing
it develop over time.
سه شنبه 20 تیر 1396 07:24 ب.ظ
Loving the information on this site, you have done
outstanding job on the content.
چهارشنبه 31 خرداد 1396 03:25 ب.ظ
These are really great ideas in concerning blogging. You have touched some pleasant points here.

Any way keep up wrinting.
پنجشنبه 31 فروردین 1396 07:48 ق.ظ
Hi there this is kind of of off topic but I was wondering if blogs use
WYSIWYG editors or if you have to manually code with HTML.
I'm starting a blog soon but have no coding know-how so I wanted to get advice from someone with experience.
Any help would be enormously appreciated!
سه شنبه 22 فروردین 1396 05:49 ق.ظ
This information is invaluable. When can I find out more?
سه شنبه 15 فروردین 1396 06:53 ق.ظ
I just like the valuable info you provide to your articles.
I'll bookmark your weblog and test once more here frequently.
I am fairly certain I will be told many new stuff proper right here!
Good luck for the next!
سه شنبه 15 فروردین 1396 01:38 ق.ظ
Great post.
دوشنبه 14 فروردین 1396 10:36 ق.ظ
What a data of un-ambiguity and preserveness of valuable know-how on the topic of unexpected emotions.
دوشنبه 14 فروردین 1396 04:09 ق.ظ
After going over a handful of the blog articles on your web site, I really like
your technique of blogging. I book-marked it to my bookmark website list and will
be checking back in the near future. Please check out my
website too and let me know what you think.
یکشنبه 13 فروردین 1396 07:41 ب.ظ
Saved as a favorite, I love your site!
شنبه 12 فروردین 1396 09:55 ق.ظ
Oh my goodness! Impressive article dude! Thank you,
However I am encountering issues with your RSS.
I don't know the reason why I cannot subscribe to it. Is there anybody
getting the same RSS problems? Anyone who knows the answer can you kindly respond?
Thanx!!
جمعه 11 فروردین 1396 06:05 ب.ظ
Hi my loved one! I want to say that this article is amazing,
great written and include approximately all vital infos.
I would like to see extra posts like this .
جمعه 11 فروردین 1396 03:32 ب.ظ
Appreciate the recommendation. Will try it out.
جمعه 11 فروردین 1396 03:23 ب.ظ
I've been browsing online more than three hours today,
yet I never found any interesting article like yours.
It's pretty worth enough for me. Personally, if all webmasters and
bloggers made good content as you did, the internet will be much more useful than ever before.
جمعه 11 فروردین 1396 02:48 ب.ظ
Post writing is also a excitement, if you be acquainted with after that you can write if not it is complicated to
write.
جمعه 11 فروردین 1396 02:58 ق.ظ
Hello There. I found your weblog the usage of msn. This is an extremely neatly written article.
I will be sure to bookmark it and come back to read more
of your helpful information. Thanks for the post.
I will definitely comeback.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر